Grill'd

ایندفعه میخوام در مورد یک همبرگرفروشی استرالیایی بنویسم ! البته که هنوز کلی مطلب در مورد رستورانهای دبی و تهران مونده ! ولی گفتم بگذار در هم بنویسم!

اصولا استرالیایی ها مثل فرانسویها و ایتالیایی ها به خوش غذایی معروف نیستن ، شاید دلیلش این باشه که اصالتا زیر ساخت و فرهنگشون انگلیسی است و اونها هم به بد غذایی معروفند .

البته من این موضوع رو وقتی دبی بودم حدس زده بودم چون چند تا همکار استرالیایی داشتم که واقعا مزخرف میخوردند مثلا یکیشون صبحونه ساندویچ ماهی تن با شیرتوت فرنگی میخورد!!!

بگذریم ، از اونجائیکه من یکی از طرفداران پر و پا قرص همبرگر هستم ، دو تا از دوستان خوبمون تصمیم گرفتن ما رو ببرن یک همبرگر فروشی غیر فست فوودی خوب - یک جیزی تو مایه های فادراکرز یا جانی راکت - ولی از نوع استرالیایی اش ! اسم این همبرگر فروشی Grill'd و کارش هم فقط ارائه انواع برگر است که بعضی هاشون هم تا حدی استرالیاییزه شده!!!! یعنی چی ؟ یعنی اینکه تو بعضی از همبرگرها مثلا آناناس و یا لبو میگذارند !!!    من همبرگر ساده سفارش دادم با نون کنجدی و بدون هرگونه افزودنی از قبیل بیکن - پنیر - گواکمالی - لبو -  آناناس و .... ! و باید اعتراف کنم که خیلی خوشمزه بود و در رنکینگ استرالیایی همبرگر فعلا در رتبه اول قرار میگیره : ۱ از ۱ !!!

البته باید بگم که در رده بندی بین المللی سفالینه هم قطعا رتبه اش یک رقمیه !

چیزی که من در مورد این همبرگر فروشی خیلی دوست داشتم  تم اصلی یا باصطلاح امروزی Branding  اونجاست که در همه چی سعی شده از ترکیب گاو - رنگ قرمز و طراحی ساده استفاده بشود ، از تابلو و کاغذ دیواری بگیر تا منو و وب سایت !

اولین شعبه رستوران فوق در سال ۲۰۰۴ و در Howthron شهر ملبورن افتتاح شده و در حال حاضر ۳ شعبه در Queensland و ۱۰ شعبه هم در Victoria  دارد . برای داشتن اطلاعات بیشتر در خصوص آدرس شعب میتونین به وب سایتش یک سری بزنین :http://www.grilld.com.au 

این هم چند تا عکس :

این آخریه اسمش Mighty queensland یا یه همچین چیزهایی بود و متشکل بود از گوشت - بیکن - تخم مرغ - لبو - پنیر - سالاد و سس مایونز !!!

در ضمن سیب زمینی اش هم خیلی خوشمزه است ! نکته قابل توجه اینکه روی سیب زمینی رزماری خشک شده ریخته شده که عطر و طعم خاصی به سیب زمینی میده !

 

استادی خاص

در دبی هستین ؟هوس غذای وطنی کردین؟ اونهم تو یک رستوران که چندان هم شیک نباشه ! شاید بهتر باشه نگم رستوران و بگم غذا خوری - آره این بیشتر بهش میاد! غدا خوری استادی خاص ، با میزهای بهم چسبیده اش که دور هر کدام ممکنه ۸ تا ۱۰ نفر بنشیند و هیج ارتباطی هم به هم نداشته باشند جز اینکه اومدن غذا بخورن !

استادی در خیابان خالدبن ولید - خیابان مصلی و تقریبا پشت مرکز خرید مصلی واقع شده ، خیلی وقت هم هست که اونجا واقع شده از سال ۱۹۷۸ تا به امروز !!! عجیبه که آدم بتونه در دبی یک رستوران پیدا کنه که همچین قدمتی داشته باشه !

از در که میری تو پیرمردی با مو و سبیل پر پشت سفید بهت سلام میکنه ، میری پشت یکی از میزها میشینی ،اینجا اثری از چشم آبیها و چشم تنگها نمیبینی ،همه ایرانی و عرب و بعضا هندی ! گارسون میاد و با لهجه شیرین جنوبی ازت میپرسه چی میخوری ؟ چلو کباب ؟ کباب ماستی ؟ چلو ماهی ؟ خورش بامیه ؟ و ....؟ بعد از این که سفارش دادی یک ظرف خرما - که میتونه با ارده هم همراه باشه - و خیار و گروجه و پیاز و نان و سبزی و ماست که با سبزیجات خاصی معطر شده ، در بشقابهای ملامین به سر میزت میاد:

بعد از کمی انتظار غذا رو میارن  ! غذایی که بوی غذا خوریهای تهرون رو میده ، بوی غذا خوری حاج علی تبریز رو میده و بووی خیلی جاها آشنای دیگه ! اصلا اینجا همه چیزش آشناست از دکوراسیون بگیر تا دستشویی کهنه طبقه بالا که در ارتفاع نیم متری زمین نصب شده و برای دست شستن باید کلی دولا بشی!

و باز هم غذایی لذیذ ! بفرما ترشی ! اون رو هم باید خودت از تو شیشه اش که رو میزته برداری اگر هم رو میزت نبود از میز بغلی برش میداری !

نصف غذامو خوردم و نسبت برنج به کباب تو بشقابم کمتره ، گارسون در حالی رد شدن یک نگاهی به یشقابم میندازه ، میاد جلو و با همون لهجه شیرینش میگه : "عامو (عمو) برنج میخوای برات بیارم ؟ - نه خیلی ممنون کافیه" چند دقیقه بعد ۲-۳ تا لقمه بیشتر برنج نمونده دوباره عامو میاد:"مطمئنی برنج نیارم ؟-نه خیلی ممنون" و بالاخره برنج تمام شد و کباب موند تو بشقابم اونهم بدون برنج ! گارسون مضطربه و میاد جلو :"عامو شرم نکن!گشنه نمونی! اگه میخوای خو بگو برات بیارم ! پولش ازت میگیرم!- نه ممنون میخوام این دو سه لقمه رو با نون بخورم" و بعد نوبت چایی میرسه اونهم در استکانهای کوچیک قهوه خونه ای و چند پر نعناع و لیمو ترش و عجب حالی میده این چایی !

و نوبت حساب کردن میرسه : عامو غذاهایی که خوردی رو نام میبره و میگه کلا چقدر شد، میگم چایی یادت رفت! میگه چایی مال خودت ! موقع بیرون رفتن همون عمو سیبیلوی پیر مهربون بهت آدامس فیروز میده ! بی خیال مگه هنوز هم از این آدامسها پیدا میشه ؟! اوه اوه چقدر هم سفته!

سر راه از جلوی KFC , Mc Donnald's رد میشم در حالی که دارم آدامس فیروز میجوم و هنوز هواسم پیش استادیه!

نمیدونم چرا همیشه با این جور غداخوریها خیلی حال میکردم ! یادمه تهران هم که بودم مثلا چلو قیمه رفتاری میدان شاپور رو از چلو کباب خوردن در رفتاری سعادت آباد بیشتر دوست داشتم !