هیچوقت یادم نمیره، روز آخری بود که دبی بودیم - وسایلمان را چند روز قبلش فریت کرده بودیم و مونده بود ۲ تا چمدون و یک ساک که اونها رو هم باید شب تحویل هواپیمایی می دادیم. قرار شد که ناهار آخر رو با Q بخوریم ! رفتیم دنبالش و ما رو برد سمت دیره و رستورانی ایرانی در خیابان ابوبکر صدوق یا صدیق بنام زیتون !!! رستوران بزرگی بود و شیک. مشخص بود که شبها موزیک زنده داره. رفتیم و رو یکی از تختها ولو شدیم، عجله ای برای غذا خوردن نداشتیم و این فقط بهانه ای بود تا از آخرین ساعتهای با هم بودن لذت ببریم پس با چای و خرما و زولبیا و بامیه شروع کردیم.
رستوران خلوت بود ! ظهر بود و روز غیر تعطیل! انگار اونجا رو واسه ما خالی کرده بودند !!! بعد نوبت پیش غذا رسید: نرگسی و نون و پنیر و سبزی خوردن و ماست ![]()

و بعد هم قوت لایموت شامل : باقالی پلو با ماهیچه - چلو کباب سلطانی و عدس پلو با مرغ !![]()




بعد هم یکی از رفقای Q اومد و کلی سر بسر هم گذاشتن و این همراه بود با یک ظرف میوه که به طرز زیبایی تزئین شده بود - در مجموع کیفیت غذاها خوب بود و پذیرایی هم به همچنین !
کلا ۲-۳ ساعتی آنجا بودیم و خوش گذشت همراه با حسی غریب و دلپذیر!
+ نوشته شده توسط Ali در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت
18:6 |


