تبليغاتX
سفالينه -شکمینه
+ نوشته شده توسط Ali در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 11:13 |
خیلی وقت بود که میخواستم در مورد رستورانهایی که قدیمها در شهرهای مختلف رفتم بنویسم البته که عکسی ازشون ندارم ولی خب اشکال نداره ! و بتدریج یک چیزهایی در موردشون مینویسم ، و این هم اولیش : سرمست گواور

در فاصله سالهای ۱۳۸۲ تا ۸۶ در پروژه ای  کار میکردم که محل پروژه در  نزدیکی ایلام بود و بعضی وقتها بقول معروف میرفتیم سایت   . با توجه به محدودیتهای آب و هوایی و پروازی ، اکثر اوقات میرفتیم کرمانشاه و از اونجا با ماشین میرفتیم ایلام فاصله بین کرمانشاه و ایلام حدود ۱۸۰ کیلومتر است و سرمست اسم منطقه ای است در بین راه کرمانشاه و ایلام . دقیقا بین اسلام آباد غرب و گردنه غلاجه ! دامداری در اونجا بسیار رواج داره و به دلیل موقعیت فیزیکی و مناسبش جای مناسبی هم برای گوسپندان عزیز است و با توجه به اینکه این مکان در میانه راه کرمانشاه به ایلام - مرز مهران و کربلا قرار داره بسیار پر تردد هم میباشد . دفعه اولی که رفتم اونجا برام خیلی عجیب بود مغازه ها یکی در میان یا کبابی بود یا قصابی ! شهر هم که چه عرض کنم ! شاید بهتر باشه بگم بخش ! تشکیل شده بود از یک خیابان و کمی کوچه و همین این هم عکس شهر : (توضیح من الان یکسر شهر ایستادم و عکس گرفتم و آخر شهر رو هم از اون آخرین تیر چراغ برق میتونین ببینین)

هیچ وقت اولین باری که رفتم اونجا رو یادم نمیره !!!

راننده (با لهجه کردی) :آقا مهندس بریم یه چیزی بخوریم ! اینجا کبابش خوبه

من: بریم

فروشنده (با لهجه کردی): سلام بفرمایین؟

من : چی دارین ؟

فروشنده : کباب

من : چه کبابی ؟

فروشنده : کباب دیگه ! کباب ، کبابه دیگه !

من هاج و واج یه نیگاه به یخچال انداختم و دوزاریم افتاد !*

من : خب من یک سیخ میخورم

راننده : آقا مهندس یک سیخ که کمه ؟! داداش ۱۰ سیخ فعلا بذار !!!

**اونجا گوشت گوسفند رو ضایع نمیکنن !، تکه میکنن و با کمی چربی به سیخ میکشن و میخورن !

فضای درون : صندلیهای لنگه به لنگه فلزی و پلاستیکی ، میزهای قدیمی با سفره پلاستیکی و در و دیواری پر از پوستر های قشنگ ، یک یخچال کهنه و یک بخاری روغن سوز که کلاه و دستکش یک مشتری روش بود !

فروشنده دستکش و کلاه رو برمیداره و چند تا تیکه نون میذاره رو بخاری و بعد کبابو میکشه لای اون و میذاره تو یک بشقاب ملامین و اونو میذاره تو سینی و با پیاز میاره !!!! و بعد بهترین، لذیذ ترین و ارزونترین کباب چنجه دنیا ! در جلوی شماست !!! و در آخر هم یک استکان پر از چای و لک ! هیچ وقت مزش از زیر زبونم بیرون نمیره. خلاصه اگه گذرتون اونورا افتاد کباب رو فراموش نکنین     

+ نوشته شده توسط Ali در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 19:47 |
این دفعه نوبت میرسه به یک رستوران لبنانی که غذاهای عربی سرو میکنه به نام بیروت !

رستوران بیروت هم شعبه های زیادی در دبی داره ، بعضی هاش رستورانه و بعضی هاش هم در حد یک غرفه یک فست فوود در فوود کورت مراکز خرید ! من فکر میکنم دو بار از غذای این رستوران امتحان کردم یکبار در فست فوود DFC، و دفعه آخر هم در رستوران بیروت واقع شده در خیابان ضیافه .

دفعه اول یک غذایی خوردم به اسم سیدی که در بین غذاهای لبنانی خیلی معروفه و ترکیبی است از برنج - ادویه و یکی دو جور بادوم که با مرغ - گوشت و یا ماهی سرو میشه . من در این رستوران سیدی با مرغ را امتحان کردم و خوب بود . دفعه دوم هم یک مدل مرغ بریان شده خوردم که خیلی لذیذ بود - نکته جالب در مورد رستورانهای لبنانی یا سوری اینه که وقتی میشینی اول برات یک ظرف سالاد و زیتون میارن ولی مواد اولیه سالاد رو درسته میارن ! یعنی خیار ، کاهو ،گوجه و احیانا هویج درسته ! خب این هم یک مدلشه دیگه !!! 

همونطور که همه میدونین پیش غذاهای کشورهای عرب حاشیه مدیترانه خیلی معروفن مثل فتوش : 

و حمص :

و یا باباقنوش که عکسشو در پستی که بعدها در مورد رستوران عروس دمشق مینویسم ، خواهم گذاشت.- این هم از غذاها که بترتیب عبارتند از :۱-خوراک شاورما (من کلا شاورمای عربی رو دوست ندارم  ولی اون چیزی که در تهران با عنوان شاورما و یا کباب ترکی در ترکیه ارائه میشه رو دوست دارم و هنوز هم نفهمیدم چرا مزش با اونا فرق داره؟!)۲-مرغ گریل شده و ۳- میکس کباب

+ نوشته شده توسط Ali در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 15:50 |
این دفعه نوبت میرسه به مجموعه French Bakery این مجموعه تشکیل شده از شیرینی فروشی و کافه تریا و نانوایی در طبقه اول و رستوران La Marquise در طبقه دوم که البته رستوران فوق هم از دو قسمت سالن و ترای تشکیل شده که از فضای تراس بیشتر برای قلیان کشیدن استفاده میشه !

مجموعه در حد فاصل اتوبان شیخ زائد و خیابان الوصل در پل اول شیخ زائد قرار دارد .

من کلا ۳ بار رفتم اونجا دوبارش ناهار کاری بوده و به رستوران La Marquise رفتیم   

یکبار کلاب ساندویچشو امتحان کردم که خیلی خوب بود و یکبار هم از بوفه آزاد استفاده کردیم که ای بد نبود - البته خوب بود ولی با سلیقه غذایی من جور نبود - البته به نظر من کیفیت بوفه های آزاد کلا خیلی خوب نیست ، فرقی هم نمیکنه کجا باشه !

دفعه آخر هم بهمراه منزل بمناسبت شب تولدم رفتیم اونجا و از کافه تریاش استفاده کردیم ! کلا شرینی های اینجا بسیار بسیار خوب و هیجان انگیزه بطوری که تعدادی از هتلهای ۵ ستاره معروف دبی شیرینی های خودشون رو از اینجا تامین میکنن! در طبقه پایین غیر از شیرینی ، نان و ساندویچ های سرد و همچنین نوشیدنی هم سرو میشه و در هنگام استفاده از کافی شاپ میتونین شیرینی خودتون رو از شیرینی های شیرینی فروشی انتخاب کنین . این هم چند تا عکس :

 

راستی دیروز یک شعبه از کافه تریا فوق رو در Dubai Outlet mall دیدم نمیدونم آبا جای دیگری هم شعبه داره یا نه ؟!

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 22:19 |
بعد از یک سال و نیم وبلاگداری بالاخره من هم به یک بازی دعوت شدم - نمیدونم چرا هیچکس تا حالا منو به هیچ بازی دعوت نکرده بود - داشتم دق میکردم تا اینکه سرکار خانم پروانه  همشهری عزیزم منو به بازی آهنگها دعوت کرد (آخ جون بازی!)

اولا که من اسم آهنگ یادم نمیمونه - دوما هفت تا کمه واسه ایرانی و فرنگی مجاز و غیر مجاز و ....

در هر حال من اون چیزهایی که یادم اومد رو مینویسم

اونهایی که باهاشون حال میکنم :

۱-یار مرا - شهرام ناظری - منو میبره به دوران خود سازیم

۲-یه آهنگ از یک خواننده ترک بنام سردار اورتاش فکر میکنم اسمش دانسوز باشه ما بهش میگفتیم من سنه دولموشم ! هیچی هم از شعرش نمیفهمم ولی برام نماد یک دوران از جوانیم و تجلی رفاقته

۳-اعتراض - شهرزاد سپانلو

۴- دل پریشون - آمو  نماد یک شب جاودانه و آغاز زندگی مشترک

۵- کیو کیو بنگ بنگ - روایت تاریخ ما

۶- leonard cohen :dance me to the end of love  توضیح ندارد

۷- راز باغ - سامان احتشامی  یعنی نازلی

هفت تا خیلی کمه اصلا نوبت به ابی و هایده و شهرام شبپره و محمد نوری و بتهوون و علیزاده و شکیرا و اشتراووس نرسید  

حالا نوبت غیر قابل تحمل ها میرسه :

۱-آقا بالاسر -تارا

۲-کریسمس در لاس وگاس - تارا - کلا این خانوم فقط بدرد ماشین شستن میخوره

۳-جل الخالق - حسن آقا شماعی زاده

۴-داد و بیداد - منصور

۵-شهرام کاشانی و تمامی آهنگهاش !

۶-مشکی رنگه عشقه - رضا صادقی

۷-ماهک من حبه نور - مهرداد

خب من هم نازلی - المیرا - آقا مانی - آقاسی - - انیس -نیکی و مریم رو دعوت میکنم

آرش بهاره شما هم بنویسین و تو نظرات بفرستین !

+ نوشته شده توسط Ali در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 20:52 |