تبليغاتX
سفالينه -شکمینه
این رو بحساب پست جدید نگذارین فقط یک یادآوری برای هم سن و سالهای خودم و خاطراتی دور :

یکی از دوستان تو پست قبلی یک کامنت گذاشته بود که من یادم افتاد که مدتها است میخوام چند تا عکس از رستوران اسکان بگذارم و یادم میره ! در هر حال این هم اسکان :

+ نوشته شده توسط Ali در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 22:13 |
چند وقت پیش با رفقا رفتیم یک رستوران دریایی که Fish & Chips خیلی خوبی داره ! رستورانی بنام Bart's رستوران فوق در Wakerly - Manly و در خیابان Esplanade و بعد از Manly Boat Harbour واقع شده (و صد البته در بریزبن) رستوران فوق از سال ۱۹۵۰ مشغول بکار است ! در این رستوران همونطور که از تابلو زیر هم پیداست ، میتونید نوشیدنیتون رو با خودتون ببرین BYO

فیش اند چیپس در این رستوران به شیوه کاملا سنتی به شما ارائه میگردد ! یعنی خبری از یشقاب و کارد و چنگال نیست بلکه ماهی و سیب زمینی مذکور را در داخل کاغذ قرار داده و میپیچند بدین شکل که ملاحظه میفرمائید :

شما میتونید گونه های مختلفی از ماهی را و با طرز طبخهای مختلف برای ماهی و سیب زمینی تون سفارش دهید ما ماهی COD را انتخاب کردیم که مانند شنیتسل برشته شده بود و باید اعتراف کنم که جزو خوشمزه ترین فیش اند چیپسهایی بود که تا امروز خورده ام ! در ضمن قیمتهاشم تقریبا مناسبه !

+ نوشته شده توسط Ali در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 20:23 |

ایندفعه میخوام در مورد یک همبرگرفروشی استرالیایی بنویسم ! البته که هنوز کلی مطلب در مورد رستورانهای دبی و تهران مونده ! ولی گفتم بگذار در هم بنویسم!

اصولا استرالیایی ها مثل فرانسویها و ایتالیایی ها به خوش غذایی معروف نیستن ، شاید دلیلش این باشه که اصالتا زیر ساخت و فرهنگشون انگلیسی است و اونها هم به بد غذایی معروفند .

البته من این موضوع رو وقتی دبی بودم حدس زده بودم چون چند تا همکار استرالیایی داشتم که واقعا مزخرف میخوردند مثلا یکیشون صبحونه ساندویچ ماهی تن با شیرتوت فرنگی میخورد!!!

بگذریم ، از اونجائیکه من یکی از طرفداران پر و پا قرص همبرگر هستم ، دو تا از دوستان خوبمون تصمیم گرفتن ما رو ببرن یک همبرگر فروشی غیر فست فوودی خوب - یک جیزی تو مایه های فادراکرز یا جانی راکت - ولی از نوع استرالیایی اش ! اسم این همبرگر فروشی Grill'd و کارش هم فقط ارائه انواع برگر است که بعضی هاشون هم تا حدی استرالیاییزه شده!!!! یعنی چی ؟ یعنی اینکه تو بعضی از همبرگرها مثلا آناناس و یا لبو میگذارند !!!    من همبرگر ساده سفارش دادم با نون کنجدی و بدون هرگونه افزودنی از قبیل بیکن - پنیر - گواکمالی - لبو -  آناناس و .... ! و باید اعتراف کنم که خیلی خوشمزه بود و در رنکینگ استرالیایی همبرگر فعلا در رتبه اول قرار میگیره : ۱ از ۱ !!!

البته باید بگم که در رده بندی بین المللی سفالینه هم قطعا رتبه اش یک رقمیه !

چیزی که من در مورد این همبرگر فروشی خیلی دوست داشتم  تم اصلی یا باصطلاح امروزی Branding  اونجاست که در همه چی سعی شده از ترکیب گاو - رنگ قرمز و طراحی ساده استفاده بشود ، از تابلو و کاغذ دیواری بگیر تا منو و وب سایت !

اولین شعبه رستوران فوق در سال ۲۰۰۴ و در Howthron شهر ملبورن افتتاح شده و در حال حاضر ۳ شعبه در Queensland و ۱۰ شعبه هم در Victoria  دارد . برای داشتن اطلاعات بیشتر در خصوص آدرس شعب میتونین به وب سایتش یک سری بزنین :http://www.grilld.com.au 

این هم چند تا عکس :

این آخریه اسمش Mighty queensland یا یه همچین چیزهایی بود و متشکل بود از گوشت - بیکن - تخم مرغ - لبو - پنیر - سالاد و سس مایونز !!!

در ضمن سیب زمینی اش هم خیلی خوشمزه است ! نکته قابل توجه اینکه روی سیب زمینی رزماری خشک شده ریخته شده که عطر و طعم خاصی به سیب زمینی میده !

 

+ نوشته شده توسط Ali در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 19:19 |
در دبی هستین ؟هوس غذای وطنی کردین؟ اونهم تو یک رستوران که چندان هم شیک نباشه ! شاید بهتر باشه نگم رستوران و بگم غذا خوری - آره این بیشتر بهش میاد! غدا خوری استادی خاص ، با میزهای بهم چسبیده اش که دور هر کدام ممکنه ۸ تا ۱۰ نفر بنشیند و هیج ارتباطی هم به هم نداشته باشند جز اینکه اومدن غذا بخورن !

استادی در خیابان خالدبن ولید - خیابان مصلی و تقریبا پشت مرکز خرید مصلی واقع شده ، خیلی وقت هم هست که اونجا واقع شده از سال ۱۹۷۸ تا به امروز !!! عجیبه که آدم بتونه در دبی یک رستوران پیدا کنه که همچین قدمتی داشته باشه !

از در که میری تو پیرمردی با مو و سبیل پر پشت سفید بهت سلام میکنه ، میری پشت یکی از میزها میشینی ،اینجا اثری از چشم آبیها و چشم تنگها نمیبینی ،همه ایرانی و عرب و بعضا هندی ! گارسون میاد و با لهجه شیرین جنوبی ازت میپرسه چی میخوری ؟ چلو کباب ؟ کباب ماستی ؟ چلو ماهی ؟ خورش بامیه ؟ و ....؟ بعد از این که سفارش دادی یک ظرف خرما - که میتونه با ارده هم همراه باشه - و خیار و گروجه و پیاز و نان و سبزی و ماست که با سبزیجات خاصی معطر شده ، در بشقابهای ملامین به سر میزت میاد:

بعد از کمی انتظار غذا رو میارن  ! غذایی که بوی غذا خوریهای تهرون رو میده ، بوی غذا خوری حاج علی تبریز رو میده و بووی خیلی جاها آشنای دیگه ! اصلا اینجا همه چیزش آشناست از دکوراسیون بگیر تا دستشویی کهنه طبقه بالا که در ارتفاع نیم متری زمین نصب شده و برای دست شستن باید کلی دولا بشی!

و باز هم غذایی لذیذ ! بفرما ترشی ! اون رو هم باید خودت از تو شیشه اش که رو میزته برداری اگر هم رو میزت نبود از میز بغلی برش میداری !

نصف غذامو خوردم و نسبت برنج به کباب تو بشقابم کمتره ، گارسون در حالی رد شدن یک نگاهی به یشقابم میندازه ، میاد جلو و با همون لهجه شیرینش میگه : "عامو (عمو) برنج میخوای برات بیارم ؟ - نه خیلی ممنون کافیه" چند دقیقه بعد ۲-۳ تا لقمه بیشتر برنج نمونده دوباره عامو میاد:"مطمئنی برنج نیارم ؟-نه خیلی ممنون" و بالاخره برنج تمام شد و کباب موند تو بشقابم اونهم بدون برنج ! گارسون مضطربه و میاد جلو :"عامو شرم نکن!گشنه نمونی! اگه میخوای خو بگو برات بیارم ! پولش ازت میگیرم!- نه ممنون میخوام این دو سه لقمه رو با نون بخورم" و بعد نوبت چایی میرسه اونهم در استکانهای کوچیک قهوه خونه ای و چند پر نعناع و لیمو ترش و عجب حالی میده این چایی !

و نوبت حساب کردن میرسه : عامو غذاهایی که خوردی رو نام میبره و میگه کلا چقدر شد، میگم چایی یادت رفت! میگه چایی مال خودت ! موقع بیرون رفتن همون عمو سیبیلوی پیر مهربون بهت آدامس فیروز میده ! بی خیال مگه هنوز هم از این آدامسها پیدا میشه ؟! اوه اوه چقدر هم سفته!

سر راه از جلوی KFC , Mc Donnald's رد میشم در حالی که دارم آدامس فیروز میجوم و هنوز هواسم پیش استادیه!

نمیدونم چرا همیشه با این جور غداخوریها خیلی حال میکردم ! یادمه تهران هم که بودم مثلا چلو قیمه رفتاری میدان شاپور رو از چلو کباب خوردن در رفتاری سعادت آباد بیشتر دوست داشتم !

 

 

+ نوشته شده توسط Ali در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 20:17 |
بعد از این همه مدت و کلی تنبلی سلام

فعلا نمیخوام در مورد اینجا و مملکت جدید چیزی بنویسم - ان شاالله بعدا! فقط در همین حد بدونید که اینجا دیگه از این خبرها نیست که هر هفته پاشی بری رستوران و غذاهای هیجان انگیز بخوری !- یا حداقل من الان موقعیتش رو ندارم -  البته این نکته رو قبلا دوستان متذکر شده بودند.

در هر حال میخوایم از بریزبین و استرالیا یکسر بریم همدان و ببینیم در رستوران برشته  چی میگذره و چی واسه خوردن پیدا میشه !

اولا که برشته متعلق به پسر عمه عیال بنده است که جوانی است پر انرژی و با انگیزه و جویای نام که بعضی وقتها هم سر و کله اش تو این وبلاگ و با شناسه "ستم رضا" پیدا میشه .فکر نکنین چون فامیله میخوام ازش تعریف کنم ! نه داداش ما خودی غریبه حالیمون نمیشه!

در رستوران فوق غذاهای ایتالیایی و مرغ سوخاری ارائه میشود ، البته غذاهای دیگه هم هست ولی تم اصلی غذاها این دو گروهه.

از اونجایی که این علیرضا خان ما دوست داره هر کاری رو درست انجام بده ، قبل از شروع بکار کلی در این زمینه تحقیق کرده لذا سعی کرده بهترین دستگاههای تهیه مرغ سوخاری را از منابع داخلی و خارجی تهیه کنه و برای در اختیار گرفتن طرز پخت غذاهای ایتالیایی و سس های مربوطه هم کلی وقت و هزینه صرف کرده.

آقا جون کلا غذاش خوبه دیگه! چرا بحث میکنین ؟!

اولا که مرغ سوخاریش بوی ذهم یا شایدم ضحم یا ظحم ویا .... نمیدهد  دوما پاستاهاشم خوشمزه است

و اما نکات قابل توجه و پیشنهادات :

اول از همه اینکه من اگر جای دوستان برشته بودم ، در منوی غذا به جای واژه غریب و نامانوس مرغ کنتاکی از واژه مرغ سوخاری استفاده میکردم . میدونم که این یک اشتباه رایج شده وشاید خیلی ها با واژه مرغ سوخاری آشنا نباشن، ولی چه  بهتر که از واژه صحیح استفاده کنیم - البته این تقصیر فرهنگستان ادب فارسی است که بعد از کلی وقت که یک واژه بیگانه به مملکت وارد شد تازه یادش میافته براش لغت بسازن ! که اگر اینطور نبود من هنوز به دستمال کاغذی نمیگفتم کلینکس !!!

دوم: من با جنس و نمای کف پوشهای طبقه اول حال نکردم و به نطر من قشنگ نبود - رک تر از این هم نمیتونم بگم.

سوم :پیشنهاد میکنم یک دستشویی کوچک فقط جهت شستشوی دست یکجایی در سالن ابتیاع فرمایند چون برشته فست فوود نیست بلکه رستوران است.  

چهارم: مرغ با پودر سوخاری تند و ادویه دار (اسپایسی)رو هم به منو اضافه کنند!

پنجم: آدرسشونو بلد نیستم - هر وقت فهمیدم میگذارم اینجا

ششم: امیدوارم همیشه موفق باشن و دخلشون پر پول باشه

هفتم: عکسها رو ببینید و حالشو ببرید :

+ نوشته شده توسط Ali در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 19:45 |