تبليغاتX
سفالينه -شکمینه

یکی از جاهایی که در محدوده بریزبین من خیلی دوستش دارم دماغه Cleveland است فکر میکنم نیم ساعتی از مرکز شهر باید برونید تا بهش برسید. جای قشنگیه یک فضای سبز و یک فانوس دریایی و یک رستوران و بار و کافه !

رستورانش از دوقسمت تشکیل شده قسمت مایه داری (یا به قول مادر بزرگم قسمت آدابی!) و قسمت معمولی نشین !   برای استفاده از این قسمت میتونین چیپس و ماهی تون رو از قسمت زیر بگیرید و برید اونجا در تراس و کنار آب بنشینید و  در حالی که از دیدن منظره اقیانوس و شنیدن صدای امواج لذت میبرید غذای خوشمزتون رو نوش جان  کنید !

فکر میکنم گرفتن و خوردن چیپس و ماهی در آخر هفته ها از این چیپس و ماهی فروشی ها که "بگیر و ببر" دارن در کوینزلند ، یکجورهایی مثل داستان کباب کوبیده آخر هفته های خودمون در ایرانه!

بگذریم ! راستی اینجا کافه و بار باحالی هم داره که خیلی هم خوشگله!  ترجیحا بهتره در هوای آفتابی اونجا برید که بتونید از دیدن آسمان آبی هم لذت ببرید هر چند نشستن درون ساختمان در حالی که داره بیرون مثل بنز بارون میاد و نوشیدن یک فنجان قهوه داغ در حالیکه موجهای دریا و قطرات آب به شیشه پشت سرتون میخوره هم خالی از لطف نیست!

+ نوشته شده توسط Ali در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 18:19 |
هتل برادوی یک رستوران و پاب است که در منطقه Woolloongabba در بریزبین  واقع شده است.

این رستوران و پاب تفاوتهای خاصی با رستورانهای دیگه داره از قرار زیر:

مثلا اکثر موزیکهایی که در این رستوران پخش یا اجرا میشه اکثرا مربوط به دهه ۸۰ و ۹۰ میباشد!

یا :روزهای شنبه از ساعت ۶ تا ۱۲ صبح محصولات تازه خانگی مثل میوه، سبزیجات ، عسل یا نان به فروش میرسد.

و  اینکه ۱۵ مدل برگر در این رستوران طبخ و ارائه میگردد.

ولی از همه جالبتر و هیجان انگیزتر بخش مربوط به استیکها و کبابها است، در این قسمت شما مقابل ویترین مربوطه رفته و تکه استیک و یا کباب مورد نظر خود را ار بین انواع استیکهای گوشت یا سیخهای کباب میگو، مرغ یل سوسیس انتخاب نموده و به صورت خام از پیشخوان تحویل  میگیرید و خودتون روی یک باربیکیو بزرگ اون رو طبخ میکنید کلییه وسایل لازم و سسها نیز در اختیار شماست ونحوه طبخ نیز در محل درج شده است (خب چه کاریه  ؟!!! بشین تو خونه ات و مثل بچه آدم غذاتو بخور)

علاوه  بر این شما امکان استفاده از یک سالاد بار مختصر رو هم خواهید داشت !

قیمت یک تکه استیک یا سوسیس و سالاد بار ۱۰ دلار میباشد و برای نوشیدنی باید جداگانه پرداخت کنید بعضی از استیکها   یا میگو گرانتر است که ۱۲ دلار میشه! خلاصه تجربه بامزه ای بود!!!

برای اطلاعات بیشتر میتونید به وب سایش همسری بزنید: www.hotelbroadway.com.au .

+ نوشته شده توسط Ali در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 18:39 |
خب این پست یک جورهایی به پست قبلی ارتباط داره اونهم بخاطر موقعیت جغرافیایی این رستوران - البته یکجورهایی سفرنامه است تا رستوران گردی :

همیشه همکارهای اوزی بهم میگفتن تو که اینقدر میری Townsville یکسر هم برو جزیره مغناطیسی !!! Magnetic Island!   این جزیره در نزدیکی Townsville  واقع شده و با اتوبوسهای دریایی حدود ۳۰ دقیقه طول میکشه تا به اونجا برسی ! از اونجائیکه من هم پسر حرف گوش کنی هستم تصمیم گرفتم در یکی از سفرها عیال رو هم همراه کرده و یک روز اضافه بمونیم و بریم این جزیره رو ببنیم خلاصه هتلی تو جزیره رزرو کردیم و چون تو فصل تابستون هم بودیم، مایو و بیل و سطل و تیوپ هم با خودمون بردیم تا تنی هم به آب بزنیم ! غافل از اینکه ! داداش ! باهوش ! همه جا که مثل مملکت خودت نیست که تابستونها فصل شمال و شنا و پلاژ و ویلا و آفتاب و ... باشه!! بله سوتی ما در اینجا بود که با توجه به آب و هوای استوایی اون منطقه فصل تابستون - و خصوصا اون زمانی که ما اونجا بودیم - در اونجا فصل بارندگی بحساب میاد اونهم چه بارانی ! خلاصه عین مدتی که اونجا بودیم بارون میومد ! موقع رفتن به جزیره که اونقدر بارون زیاد بود و دریا متلاطم که یقین داشتم ما هم به سرنوشتی تایتانیکی دچار میشیم ! وقتی هم رسیدیم به اونجا با جزیره ای خلوت که اکثر رستورانها و فروشگاهایش بسته بود روبرو شدیم و بعد از پرس و جو متوجه شدیم که در اون زمان کمترین میزان  مسافر به اون جزیره میره بهمین خاطر خیلی از ساکنین جزیره هم که شغلهای فطلی و مرتبط با توریسم دارن به شهر میرن! خلاصه با توجه به میزان بارندگی و بسته بودن رستورانها، فقط تونستیم رستوران هتل رو امتحان کنیم که انصافا خیلی هم خوب بود و از اونجایی که غیر از ما فقط یکی دو تا نادان دیگر در هتل بودند لذا آشپز محترم حسابی وقت داشت و همچین دل به کار میداد!

خب اسم رستوران Mac Arthurs  بود که در هتل بین المللی جزیره آهنربایی ! واقع شده است!

بعد از صبحانه هم با دو عدد طوطی گرسنه روبرو شدیم که چون در آن وقت سال به دیدن آدمیزاد عادت نداشتند ما را هم حیوانی بی آزار قلمداد کردند و با هم رابطه خوبی برقرار کردیم و من اونقدر نون و کره بهشون خوروندم که فکر کنم حسابی رودل کردند!

علیرغم هوای بارانی ولی ما کل جزیره رو با سرویس مینی بوس رانی جزیره چرخیدیم و باید اقرار کنم جای واقعا زیبایی بود و یک جورهایی احساس میکردم مثلا Sawyer  هستم در سریال Lost  ! نه اینکه فکر کنین به خاطر شباهت اقلیمی جزیره اینو میگم ها ! نه بیشتر به خاطر شباهت اندام ایشون به خودم 

+ نوشته شده توسط Ali در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 19:41 |